۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

نامگذاری

هرمز روزهای زندگیش رو به دو بخش تقسیم کرده. روزهای صورتی و روزهای شطرنجی. خودش البته دوست داره از واژه های انگلیسی صورتی و شطرنجی استفاده کنه، من اما نه. حتی اگه من جای هرمز بودم اصلنم از این واژه ها استفاده نمیکردم. روزهامو چرا، تقسیم میکردم، چون یه جورایی حال میده، ولی واژه های خیلی قشنگ و با معناتری روی اونها میذاشتم. هرمز میگه اینو - یعنی اسم گذاری روی روزها رو- خیلی وقت پیش از تو یه فیلم یاد گرفته. یه فیلم برای بچه ها که هرمز وقتی هنوز یه ذره دیگه مونده بوده تا بزرگ بشه دیدش. توی اون فیلم یه دختر کوچولوی ۸، ۹ ساله بوده که هر روزش رو که از خواب پا میشده، با یکی از کلمه هایی که تو مدرسه یاد گرقته بوده و معناشون هم خوب بلد بوده شروع میکرده و اون روزش رو روز اون کلمه میدونسته. هرمز از این نامگذاری خیلی خوشش اومده؛ اما نه به این صورت که برای هر روز یه اسم جدید بذاره. بلکه اینجوری که یه روز در میون اونها رو فقط با دو تا کلمه که خیلی هم براش مهم بودن نامگذاری کنه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر