۱۳۹۰ شهریور ۸, سه‌شنبه

تخت کتابها

کتاب هایم را روی تختم میگذارم. نه آنهایی را که خوانده ام، کتابهایی را که میخواهم بخوانم؛ کتابهایی را که دوباره میخواهم. آنهایی را هم که خوانده ام -البته- بسته در کتابخانه ام نخواهم گذاشت. جای آنها در کیفم، کوله یا روی میز، کنار بالشت و خلاصه جایی اند که همیشه جلوی چشمانم ایستاده باشند. بسته یا باز؛ همه جا. کتاب هایم را روی تختم میگذارم… اینگونه دیگر تا موقعی که نخوانمشان، هیچ وقت نخواهم خوابید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر